2777
2789

تو خونه تنهام، داشتم بافتنی میکردم خیر سرم

یدفعه برق رفت

ضدحال خوردم

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا

بچه‌ها اگه امرور خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تا ۹۹٪ تخفیف داره، هم یه کد تخفیف ۵۰۰ هزارتومنی داره.

کد: ATP5

ارسالشم انگار رایگانه

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

میگذره

از پیله بیرون آمدن گاهی رهایی نیست   درباغ هم پروانه غمگین گرفتار است.     این کشور آن كشور ندارد حس دلتنگی.    دیوار با هر طرح و نقشی باز دیوار است

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز