بچه ی یه بنده خدایی سقط شد کسی به من خبر نداده بود زنگ زدم حالش بپرسم گفتم خوبی نینیت خوبه با ذوق بعد طرف یه لحظه سکوت کرد گفت ای وای مگ بهت نگفته بودن بچه سقط شده منم گفتم نه گفتم اشکال نداره ایشالا موقعیت بهتر اینا ولی خیلی حالم گرفته شد ازین که اطلاع نداشتم و زنگ زدم بهش اینجوری گفتم فکر کنم ناراحت شد🥲 و سخت بود براش برای یکی دیگم مستقیم بگه چی شده