هروقت مادر برادر یا پدرم میخوان جایی برن همش حس دیگه برنمیگردن و میرن میمیرن 🥺 همش با خودم میگم یعنی برمیگردن 😭
دیگه از دست خودم خسته شدم روحی جسمی خستم
دوست دارم من بمیرم قبل اینکه برای اونا اتفاقی بیفته
هروقت برادر یا مادرپدرم ازم یه کاری میخوان
اگه انجام ندم همش فکر میکنم اگه کاری رو که خواستن انجام ندم بعدش میمیرن من یاد این می افتم که اون کار براشون انجام ندادم بعد عذاب وجدان میگیرم