2777
2789
عنوان

میشه بیاید

67 بازدید | 6 پست

سلام من باردارم حدود 9 هفته و چند روزمه. ودکتر هم استراحت گفته بکن کمو بیش استراحت میکنم.امروز خواهر شوهرم  برادر شوهرام و بقیه فامیلای شوهرم  رفتن شمال.شوهرمنم از وقتی اونا رفتن همش حرفشو میزد که با اونا خوش میگذشت  نتونستیم  بریم.در حالی که شرایط منو میدونه همش بهانه میگرفت.تا یک ساعت پیش که گفت تو بااینکه حاملگیت منو چند سال از زندگی  عقب انداختی چون اکثرا از این حرفا میزنه خیلی بهم برخورد چون واقعا اذیت میشم دیگه از حرفش من باتمام وجودم این کوچولویی  که تو شکمم رو دوست دارم اما شوهرم بعضی وقتا خیلی دلم و میشکنه باحرفاش. اونا رفتن مسافرت من باید ناراحتیشو از شوهرم بکشم.بمن میگه بخاطر اخلاق بد تو اونا منو محل نکردن نگفتن بیا.من اخلاقم بد نیست الان فقط بچم مهمه واسم نه مسافرت اما اون نمیفهمه. 😢😢😢

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

بگو اگه خودت حامله بودی و من تنهات میذاشتم و میرفتم خوشت میومد؟

بگو مگه من خودم تنهایی حامله شدم؟فقط که بچه ی من نیست.بخاطر اینکه تو بابا بشی من انقد دارم زجر میکشم و آخرشم باهام بد رفتار میکنی

بگو اگه خودت حامله بودی و من تنهات میذاشتم و میرفتم خوشت میومد؟ بگو مگه من خودم تنهایی حامله شدم؟فق ...

خودشم شرایط منو میدونه اما بازم دوست داره من پاشم باخانوادش  برم مسافرت...واقعا خیلی بعضی روزا دلمو میشکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز