دارم دیوونه میشم
کلی جاری و برادر شوهر دارم
پدر شوهرم یک آدمیه ک حرفی بشنوه اخماش میره تو. هم
همشون سیاست دارن بدترین زندگی و داشته باشن پسراش نمیشینن کنارش بدگویی زنشونو کنن
شانس من کمه
شوهرم هر چی میشه کف دست باباش میذاره و کاری میکنه فحشم بده
دیروز زنگ زد هر چی تونست بارم کرد
امروز شوهرم ب باباش زنگ زد با هم رفتن تفریح
دارم از درون داغون و نابود میشم
مظلوم ترین عروسم ولی شوهرم از همشون آبرو بر تره
کاش یکی بفهمه چی میکشم💔💔💔