یهو به خودم اومدم دیدم ۲۳ سالم شده هنوز دانشجو ام هنوز نمیدونم با خودم چند چندم از زندگی چی میخوام
مثل دیوونه ها میرم سرکار میام خونه هر روزم مثل هم شده
تو راه بچه های ۱۵ ۱۶ ساله رو میبینم با دختر و پسر دست در دست دارن میرن عشق و. حال...
از وقتی یادم میاد همیشه میخواستم بچه خوب خانواده باشم
دوست پسر بده
اون دختره فلانه باهاش نگرد
تا الان هرگز با هیچ پسری چت هم نکردم
آخرش میخواد چی بشه ؟
یکی میاد خاستگاری برای خوشایند خانواده با کسی که یکی رو تو قلبش داره و منو دوست نداره ازدواج میکنم .
اونم منی که اون آدم برام میشه اولین ...
خسته شدم