2777
2789
عنوان

اسد و زویا

130 بازدید | 11 پست

کیا اسد و زویا و صنم اهیل یادشونه؟

بیلورانی یادشونه؟

کاشکی همون فصل دوم بعد مرگ تنویر تمومش میکردن

شاهکار رو تبدیل به اشغال کردن

مثل انوپاما

اونم چندش کردن حالا میگن قراره انوج بمیره

سریالای هندی خوب شروع میشن اشغال میشن

saman

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

از سریاا نگاه کردن متنفرم چ هندی چ ترکی

همش کشش میدن

همین سریال قبول میکنم

یهو خوناشام شدن نم چی شدن

چرت

🦁دعاکنین منو مهیار بهم برسیم🌞دختری که عاشق است آن سوی جهان ایستاده با قلبی پر از امید میخندد زندگی میکند و صبورانه انتظار میکشد چون باور دارد روزی فاصله ها تمام میشود و او به مهیار میرسد............. 1405/5/15روزی ک برات اینو نوشتم اما از زبون شخص سوم برای خودم)))

تو چقد سلیقه سریالیت گرلیه😂😂

من همه چیز میبینم

خب با مامانم میشینم میبینم

با خانواده مگه میشه گیم اف ترونز یا دارک دید؟ بعدش کل سریالای جم همینه تنها محدود اشرف رویا و زیرزمین هست حتی بابام با مامانم فضیلت خانم و جاگریتی میبینه

saman

از سریاا نگاه کردن متنفرم چ هندی چ ترکیهمش کشش میدنهمین سریال قبول میکنمیهو خوناشام شدن نم چی شدن چر ...

ولی من دوستش داشتم بنظرم همون خون اشامه از اون که اخرش شوهر دختره شد خیلی بهتر بود

saman

ولی من دوستش داشتم بنظرم همون خون اشامه از اون که اخرش شوهر دختره شد خیلی بهتر بود

همون ک ربش داشت

من این فیلمو ندیدم تو تلویزیون پخش میشد موقع شام ناهار چشم بش میخورد

🦁دعاکنین منو مهیار بهم برسیم🌞دختری که عاشق است آن سوی جهان ایستاده با قلبی پر از امید میخندد زندگی میکند و صبورانه انتظار میکشد چون باور دارد روزی فاصله ها تمام میشود و او به مهیار میرسد............. 1405/5/15روزی ک برات اینو نوشتم اما از زبون شخص سوم برای خودم)))

همون ک ربش داشت من این فیلمو ندیدم تو تلویزیون پخش میشد موقع شام ناهار چشم بش میخورد

نمیدونم همون خون اشامه از اون پسره که ماهی را مجبور شد بهش ازدواج کنه و قسمت اخر هم بچشونو بزرگ کردن اسمش ارمان بود فکر کنم ازش بدم میومد خوناشامو بهتر بود

saman

نمیدونم همون خون اشامه از اون پسره که ماهی را مجبور شد بهش ازدواج کنه و قسمت اخر هم بچشونو بزرگ کردن ...

آها ارمان خوشگلتر بود

🦁دعاکنین منو مهیار بهم برسیم🌞دختری که عاشق است آن سوی جهان ایستاده با قلبی پر از امید میخندد زندگی میکند و صبورانه انتظار میکشد چون باور دارد روزی فاصله ها تمام میشود و او به مهیار میرسد............. 1405/5/15روزی ک برات اینو نوشتم اما از زبون شخص سوم برای خودم)))

ارمان چندش بود دختررو میزد بعد میخواست ازش فیلم بگیره موقع رابطه بعد بهش گفت بچت از من نیست

تفف

🦁دعاکنین منو مهیار بهم برسیم🌞دختری که عاشق است آن سوی جهان ایستاده با قلبی پر از امید میخندد زندگی میکند و صبورانه انتظار میکشد چون باور دارد روزی فاصله ها تمام میشود و او به مهیار میرسد............. 1405/5/15روزی ک برات اینو نوشتم اما از زبون شخص سوم برای خودم)))

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز