والا من کلا از بچگی آدم ساده ای بودم،هر چی تو دلم بود،تو زبونم بود،دو رو نبودم،ولی از بچگی همه باهام یجوری بودن،ب مامانم میگفتم دلم میگرفت،مامانم میگفت از حسادتشونه،دخترای همسن من داخل فامیل هی دوس دارن با حرفاشون ناراحتم کنن،سریع دنبال اینن ک حرصمو در بیارن،قبلنا ناراحت میشدم،خوشحال میشدن،ولی جدیدا واکنش نشون نمیدم،خیلی حرص میخورن،یکم واسم سخته واکنش نشون ندم.مثلا تو جمع نشستیم میاد راجب دانشگاهش حرف میزنه،چون عوضی میدونه انصراف دادم بابت هزینش،هی میاد راجب اون مسئله با بقیه حرف میزنه تا زخمم تازه بشه.
چی بگم
بعد اینکه اینو می بینم تا چن روز حالم بده
از بس بد انرژیه این آدم.
خودم بشدت مهربونم با همه