یجورایی اعتماد به نفسم رو از دست داده بودم
چونکه فکر میکردم لابد مشکل از من که اونا دوست ندارم باهم معاشرت بکنن و خیلی تلاش کردم تا بهتر بشم اما تاثیری نداشت و بلعکس اونا بدتر میشدم
خیای مغرور و خود خودخواه و حق به جانب بودن
حتی یبار با خواهر یکیشون که کلی هم با ما اختلاف سنی داشت بحثم شد؛ خیلی دختر رومخی بود؛ مدام برای هم خط و نشون میکشید و رعیس بازی درمیآورد و بی احترامی علل خصوص با من که هیچی نمیگفتم؛ یبار یک دروغی رو گذاشت دهن من که خیلی اعصابم رو خورد کرد و سر همین باهاش بحثم شد و گفتم چرا:( دروغ می زاری سر من.. من کی چنین حرفی زدم؟)
راستش زیاد خوب جوابش رو ندادم و خیلی حرفا تو دلم بود که بخوام بهش بزنم اما موقعیتش پیش نیومد که حرف بزنم سر همین هم خیلی دلم پره
اصلا حس میکنم دلیل حال بدیهام اینه
ولی با این وجود واقعا درک نمیکنم که چرا اکثرا دخترهای همین و سال خودم با من انقدر بد رف
تار میکنن؟