چند روز پیش حالم خوب نبود مدام حمله عصبی بهم دست میداد داروهامم سر وقت خورده بودم
همون روز بابای بیچارم دوبار زنگ زد ولی نتونستم جواب بدم و فراموشم شد بعدا زنگ بزنم
شب خواب دیدم بابام مرده و از عذاب وجدان تو خواب داشتم میمردم.
فرداش زنگ زدم کلی باهاش حرف زدم ولی علت جواب دادنمو نگفتم چون اگه میدونست بیشتر غصه میخورد
حالا نمیدونم ناراحت شده یا نه
هدفم از این تایپیک اینه که توروخدا دل باباهتون رو نشکنین . پدرها خیلی مظلوم هستن و زیاد ناراحتیشون رو بروز نمیدن و تو خودشون میریزن
شمایی که این تایپیک اومدی یه زنگ بهش بزن و حالشو بپرس
قدر پدرامون رو بدونیم تا بعدا پشیمانی نداشته باشیم