کار هر روز و هر لحظه من این شده که میرم پیاما و حرفای قبلو میخونم انگار که دوباره هستی 😅😭
دوباره میایی و روزمره رو میگی
حالمو میپرسی
از دوستات و اون دخترا میگی که بهت توجه کردن و من حسودیم میشه 😅..
دوباره تو دنیای خیالی خودم باهات حرف میزنم
ازم خواستی زنده بمونم و زندگی کنم به خاطر عشق..به خاطر تو
سیستم بدن و ایمنی و قلبم همراهی نمیکنه
هر لحظه عکستو نگاه میکنم قربون قد و بالات میرم
بی خبری ازت خود مرگه
دلتنگی و دووم آوردن از مرگ بدتره
من حتی سلین هم حرف میزنه یاد تو میوفتم 😅😭
تو چه صبری داری مرد
قرار بود این روزا با ذوق باهات آرایش و مدل لباسمو باهات هماهنگ کنم
یادته میگفتی خوشگل نکنی خواستگار پیدا بشه
چی از خوشگلی های من مونده دیگه...😭😭
من نمیتونم دیگه
من اصلا روحیه جنگیدن برای زنده موندن رو ندارم
حتی موهای سفیدمم تو رو یادم میاره
چرا سرنوشت ما اینجوری شد 😭
به جون خودت که نفس منی
من تو رو از جونمم بیشتر دوست دارم
من بهت قول داده بودم دکتر هم رفتم
ولی هیچی خوب نیست 😅