کار میکنم ازم پول قرض میگیره مامانم پول اسنپ من باید بدم الان خودم قرعه کشی داشتم دیگه پول ندارم واسه قرعه کشیم بدم
بخدا خسته شدم از سر کار میخوام برم خونمون ۱۰ دفعه زنگ میزنه دیر اومدی بگم فلانی بیاد دنبالت یا بعضی وقتا بعدظهرا میمونم بابام یا داداشم و میفرسته یا زنگ میزند به صاحب کارم ببینه من واقعن اون نوییم یا نه از کاراش خستم میخوام درس بخونم نمیزاره میاد میبینه درس میخونم بهم میگه بریم بیرون یا میاد حرف بزنه
من خانوما طلاق نگرفتم ولی کارای طلاقم و کردم شوهرم دست به زن داشت دعوا میکردیم خیلی لجباز بود از لحاظ مالیم تو اذیت بودم حتی واسه همه چیز منت میزاشت سرم داشتم دیونه میشدم از بس حالم خوب نبود قابل تحمل نبود برام اومدم بیرون الانم که باز خون پدرمم اینتوزیم خسته شدم بخدا از اول عمرم یه روز خوش ندیدم
چه کنم برم پیش همون شوهر اسکولم بهتر نیس الان ای بابا