2777
2789
عنوان

هوس بارداری

62 بازدید | 12 پست

من ۱۶ هفته باردارم خدا رو شکر ویارم بهتر شده گاهی غذا میخورم

ظهرخوراک لوبیا داشتیم و حالم خوب نبود بوش رو دوست نداشتم نخوردم

دختر خونده ام اکثراوقات خونه مادروشوهرمه واحد کنارمون اونوقت هم بود الان اومد لج کرد من از رستوران غذا میخوام وگرسنمه غذای مادرجونم نخوردم و ...باباش خواب بود بیدار شد کلافه و براش سفارش داد ( یعنی همیشه میخره) خوراکش و همه چیزش براش مهمه گاهی شاید برا منم بخره مثلا از هر ۱۰ بار که برا اون سفارش بده یا بیرون بخوره ۱ بار هم باهم بیرون بخوریم

من رو مبل بودم در حین اینکه سفارش میداد اروم گفتم برا منم یکی بگیر

نمیدونم نشنید ، شنید خودشو به یه راه دیگه زد و نگرفت ...

سالای قبل میگفتم ناراحت میشد و میگفت تو شکمویی و فلان دیگه اصرار نکردم

ولی امروز ناراحت شدم بوش پیچید حس کردم ضعف کردم

نمیدونم چه واکنشی داشته باشم ، ناراحت باشم نباشم به رو بیارم بیدار شد یا نه

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

خودش درک نداشت

ک ممکنه تو هوس کنی

هوس هم بکنار

خب دوتا بگیره تو هم بخورب

برایِ اصیل بودن کافی ست که دروغ نگویی، آغازِ اصالتِ خوب همین است که نخواهی چیزی باشی که نیستی.
اره برا همونتوی این چیزا درک نداره متاسفانه

حداقل ظاهرسازی میکردی ازاول که بچه شوهرتم دوست داری تا اینقدرشوهرتوحساس نمیکردی

خدایا میشه دست خالی ازدرخونت نرم خیلی دل شکسته ام 

حداقل ظاهرسازی میکردی ازاول که بچه شوهرتم دوست داری تا اینقدرشوهرتوحساس نمیکردی

من که خیلی تلاش کردم

خودشونم خیلی خراب کردن هیچ وقت خوبیا رو ندیدن و منو به چشم نامادری دیدن

یکیش مثلا همین مورد خودت باشی ناراحت نمیشی ؟ همیشه با دخترش بیرون غذا میخوردن میگفتم باهم بریم بهم اینطور میگفتن

الان بیدار شدم گفتم برام میگیری دلم کشید منو پیچوند کفت برو ساعت ۴ شده و فلان

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز