به نام خدا
موضوع انشا مادرشوهر
جانم برايتان بگويد كه مادرشوهر است ديگر دلش مي خواهد چون زاييده هررفتاري داشته باشد حالا مادرشوهر شما خوب است مادرشوهري را ميشناسم حتي به رنگ شورت پسرش هم گير ميدهد و مديون هستيد اگر فكر كنيد كه مادرشوهر خودم را ميگويم
داشتم ميگفتم مادرشوهر است ديگر گير كه ندهد حرف كه نزند شب خواب به چشمهايش حرام ميشود اخر ممكن است بقيه بگويند چه مادرشوهر بي آزاري و در كت هيچ مادرشوهري نمي رود كه او را بي آزار خطاب كنند و حتما بايد كرمهايي بريزد تا شايسته ي عنوان مادرشوهر باشد
از ديگر ويژگيهاي اين موجود عجيب اين است كه هرچه از وي دوري گزينيد حالتان بهتر و زندگيتان شيرين تر است اما واي به حال روزي كه پهلو به پهلويش باشيد هرچه چوب در طول عمرش در آستينش كرده اند عميقا در آستين شما نيز فرو مي برد
در اخر مي توانم بگويم گاهي براي خلاص شدن از گوهرافشاني هاي اين بزرگوار بايد در دل خويش بگوييد مادرشوهر است ديگر حرف نزند حرفدانش درد ميگيرد و در دل خود به ريشش بخنديد 🙂