سلام،من 25 سالمه لیسانس زبان انگلیسی و خانه دار،همسرم23 سالشه وارایشگر،،، نه ماه خونه پدرم هستیم،یعنی از زمان عقد،و سه ماهه ازدواج کردیم باز هم خونه پدرم!قول داده اواخر شهریور خونه رو جدا کنه،همسرم بارها پیش اومده که رفتیم شهر دیگه و ايشون به بهانه نداری هیچیییی برام نخريده،دفه آخری که سر این قضیه دعوا کردیم وهمه این خساست ها رو به روش آوردم گفت چند روز بعد عید فطر میریم فلان شهر و ظروف آشپزخونه برات میخرم و هرچه که نیازت باشه،تادیشب گفت فردا میریم که برم برای مغازه م وسایل بخرم و اصلا به روی خودش نیاورد که چ قولی بمن داده!!!! منم کل دیشب رو گریه میکردم تا صبح گفت آماده شو با هم بریم، گفتم وقتی نمیخوای چیزی بخری چرا بیام گفت پس تنها میرم،و تنها رفت!!!!!! من یکماه برای امروز انتظار کشیدم حتی لیست خرید آماده کردم واقعا ضدحال بدی خوردم،جالبه که خیلی بهم محبت لفظی میکنه امااين موقع ها اینطوری رفتار میکنه،حتی بمن میگه تو اصلا کاری به درامد من نباید داشته باشی!!!! دارم به طلاق فکر میکنم چون احساس میکنم واقعا این خصوصیت اخلاقیش هست و مطمئن شدم چون متاسفانه پدرش هم بشدت خسیس