2777
2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

نمیدونم ولی کلا چون از محصولاتشه ارزونه

اگه جز این دسته از افرادی رو من ریپلای نزن اگه دختر ازاد از لحاظ پوشش خار توی چشمته رو من ریپلای نکن اگه فکر میکنی زن باید کتک بخوره ولی سایه شوهر بالا سرش باشه رو من ریپلای نکن اگه فکر میکنی رابطه جنسی قبل ازدواج مشکلی نداره رو من ریپلای نکن اگه فکر میکنی سهمیه حق طبیعی اونایی هست که دارنش رو من ریپلای نکن اگه فکر میکنی بعد تجاوز یه نر به یه دختر باید اونو بگیره تا دختر بی آبرو نشه رو من ریپلای نکن اگه فکر میکنی تجاوز به یه دختر تقصیر پوششه رو من ریپلای نکن اگه فکر میکنی دختر باید قبل ازدواج بره ازمایشباکرگی رو من ریپلای نکن اگه فکر میکنی به قدری الافم که تاپیک دروغ بزنم رو من ریپلای نکن اگه جز کسایی هستی که اکست ولت کرده ولی باز تحقیر میشی و هروقت خواست برمیگردی به بهونه اینکه دوسش داری و برا خودت ارزش قائل نیستی رو من ریپلای نزن اگه جز افرادی هستی که جملاتتو به یه جنسیت قوم یا قشر خاص نسبت میدی رو من ریپلای نزن اگه به نظرت خدا وجود نداره یا وجود داره و کاری نمیکنه بازم رو من ریپلای نکن نمیخوام باهات هم کلام شم فارغ از اینکه تاپیک چه موضوعی داره و تو با من هم نظری یا نه رو من ریپلای نکن خدایا ممنونم که تا اینجا کنارم بودی هیچوقت تنهام نذاشتی هروقت همه در های امید روم بسته شده بود تو خورشید امید و توی دلم به درخشش آوردی لطفا این بار هم کنارم باش و نتیجه زحماتم و نشونم بده منم قول میدم به چیزایی که فقط خودم و خودت ازش خبر داریم عمل کنم

۱۴۰

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز