من نتوستم درسم رو بخونم و یه رشته و دانشگاه معمولی قبول بشم و حداقل الان یه دانشجو باشم ...
من نتونستم یه شغل برای خودم دست و پا کنم و حداقل الان شاغل باشم...
من نتونستم با هیچکس آشنا بشم و ازدواج کنم و حداقل الان یه همسر یا مادر باشم...
من هیچ کاری نتونستم بکنم هیچی
من یه دختر بی عرضه بی هویتم که هنوزم برای یه قرون پول محتاج این و اونه و وقتی ازش میپرسن چیکار میکنی نمیدونه چی بگه...
امشب با برادرزاده 4 ساله ام بازی میکردم و اسم و شغل همه رو ازش میپرسیدم تا رسیدم به خودم و گفتم عمه داری؟ گفت آره گفتم اسمش چیه؟ گفت فلان گفتم شغلش چیه؟ گفت هیچی هی تو خونه میچرخه💔
حتی یه بچه 4 ساله هم اینو میدونه...
آره این شرایط منه و برام عجیب نیست چون بی عرضه بودن شاخ و دم نداره من حتی عرضه خودکشی و خلاص شدن از این زندگی رو هم ندارم
به جای اینکه چشمای کورم رو باز کنم و با واقعیت زندگیم رو به رو بشم و یه کاری کنم هی مثل کبک سرم رو زیر برف فرو کردم خیال بافی کردم تا الان که 23 سالم شد و تو خوابمم نمیدیدم این بشم...