من همین شرایطو داشتم تا چهار ماهگی نگفتم بعدشم روز مادر بود واسه مامانم هدیه خریدم وسط اون عکس صورت بچه رو که هفته ۱۲ بهم دادن گذاشتم داخلش و کادو کردم دادم بهش
گر نگهدار من آن است که من میدانم ..... شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد .....صلوات لطفا 😍😍😍
مثل منی . ولی سر دومی دیگه خودم از پس کارام برمیام . بعد زایمان هم ان شاالله بتونم . مامانم همش به شوخی میگفت که تو دیگه بچه نیار . ولی وقتی فهمیدن خیلی خوشحال شدن
پرستار میخوام بگیرم ولی خ خ استرس دارم ناخواسته شد. خیلی دپرسم دو شبه نخوابیدم. نمیتونم بخودم اجازه ...
خدا کمکت میکنه
منم الان اندازه جونم دوسش دارم و لحظه شماری میکنم دنیا بیاد تو این مدتم کلی رو پسرم کار کردم که با نوزاد کنار بیاد اونم عاشق نی نی با اینکه شیطونه خیلی حواسش به بچه های کوچیک تر از خودشه
گر نگهدار من آن است که من میدانم ..... شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد .....صلوات لطفا 😍😍😍