یکیار دنبال آزمایشگاه میگشتم یه آپارتمان بود من یه طبقه رفته بودم بالا خسته بودم اعصابم خورد بود رفتم تو دیدم منشی نیست هی دیدم زنا منو نگاه میکنم یهو چشمم خورد به برگه بالا نوشته بود دکتر زنان زایمان آروم بدون هیچ کاری اومدم بیرون 😁 بخدا حس بدی داشتم