2777
2789
عنوان

سفر روح یا مرگ

97 بازدید | 8 پست

حدود سه سال پیش عصر خسته بودم و خوابیدم ب محض بستن چشام رفتم یه دشت سرسبز بی انتها پر از پروانه های رنگی و من اونجا میدوییدم مادرم اونجا بود خاله ی مامانم و چند نفر دیگه انگار اومده بودن پیک نیک مامانم بهم نگاه کرد بهم گفت انقدر ورجه وورجه نکن با یه اخمی و همشون حال صورتشون عوض شد و من پرت شدم رو سبزه ها و افتادم تو پذیرایی خونمون ولی بدنم رو تخت تو اتاق بود همه چیزو میدیدم تو پذیرایی خونه برنامه ی تلوزیزیون بابام مامانم که داشتن حرف میزدن انگار نگاهم خیلی عمیق شده بود تا ۳۶۰ درجه همه چیو میدیدم حس میکردم یه چیزی داشت منو تو اتاق به تختم میرسوند انگار یه طناب انرژی خیلی عمیق بود داشتم میرسیدم ب تختم ک بدنم شروع کرد ب درد یه دفعه از پیش در اتاق پریدم وسط جناغ سینم و با یه شوک بدی از خواب پریدم دستم گذاشتم رو سینم انگار سرب داغ ریخته بودن روش انقدر شوک شدم تا ربع ساعت یه بند گریه میکردم و تا دو ساعت زبونم بند اومده بود هیچ وقت نفهمیدم دقیق چه بلایی سرم اومده ولی من واقعا روح خودمو حس کردم و دیدم ک واقعیه

فلج خواب بودهحس میکنی از بیرون خودتو میبینی معمولا هالوسینیشن بصری هم داره

بیشتر از این حرفا بود وقتی بلند شدم دقیقا برنامه تلویزیونی همون بود مادر پدرمم همون نقطه نشسته بودن

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

خیلی جالبه چون به جز شما چند نفر دیگه همین تجربه رو داشتن که از بالا به جسم خودشون نگاه میکردن تعری ...

بله درسته من چندسال پیش ماه رمضان خودم بالای جسمم دیدم یعنی سه بعدی..اون زمان داشتم یه کاری انجام میدادم زمان رفت جلو اخر کار رو دیدم(بعد چندماه دقیق همون شد)بعد روحم برگشت به جسم بلند شدم شروع کردم به صرفه کردن گلوم به حدی درد گرفت که فرداش هم گلو درد شدید داشتم

بله درسته من چندسال پیش ماه رمضان خودم بالای جسمم دیدم یعنی سه بعدی..اون زمان داشتم یه کاری انجام می ...

یادمه چند سال پیش یک خانمی همین سایت تعریف میکرد و میگفت تو حال دراز کشیده بودم داشتم تلویزیون نگاه میکردم یهو نمیدونم چی شد دیدم از بالا دارم به جسم خودم نگاه میکنم بعد سریع برگشتم به جسم چشمام رو که باز کردم دیدم همسرم و بچم هنگ کرده بودن و فقط صدا میزنن و میگفت شوهرم گفت چند دقیقه صدات زدیم اصلا هیچ حرکتی نکردی و علائم حیاتی نداشتی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108