تازه ۱۸ سالمه اما یه جوری از زندگی خسته شدم که حالم از خودم بهم میخوره تازه کنکورمو تموم کردم بجای استراحت فقط باید دعوای مامان بابامو ببینم از زمانی ک بچه بودم فقط درحال دعوا کردنن بابام هرکاری برای مامانم میکنه مامانم میگه کمه همش بهش میگم خونتو داری ماشینتو داری دیگ زندگیتو کن همش افسردگی داره همش خستس همش عصبیه همش بی محلی میکنه همش ناراحته بهش میگم خب باشه بگو چیشده فقط میگه واا من کاری نکردم هزاران بار باهاش حرف زدم ولی هیجی ب هیچی
کاری کرده ک پرخاشگر و عصبی شدم