2777
2789
عنوان

رمان عاشقانه 😍

| مشاهده متن کامل بحث + 5845 بازدید | 125 پست
یکم شبیه داستان فیلم ملی و راه های نرفته است

بله هست 

چون یک همسایه داریم زندگیش شبیه اون فیلم بود 

زندگی همسایه مون هم هست داخلش 

🌼 یاد خدا آرامبخش دلهاست 🌼 تمنای دعا ⚘ رمان من که برا اساس واقعیته☺رمان عاشقانه 😍
چشم 😍 جاهاش حساسش تموم میشه که ادامه اش دنبال بشه دیگه 😄

باشه عزیزم هرطور راحتی بازم ممنون 

کاش نی نی سایت گزینه بلاک داشت تا بعضی کاربرا رو مسدود کنی که نه کامنتاشو ببینی نه تاپیکاشو مرسی اه🤫🤫🤫🤫

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

باشه عزیزم هرطور راحتی بازم ممنون 

من از تو ممنونم که دنبال میکنی 😊 باعث افتخارمه 😘

ممنون بابت حسن سلیقت

🌼 یاد خدا آرامبخش دلهاست 🌼 تمنای دعا ⚘ رمان من که برا اساس واقعیته☺رمان عاشقانه 😍
میشه فقط بکی بچش سقط شد یا ب دنیا اومد اونجتش گفت تو دلم خالی شد

از عمد اینو گفتم که داستان جذاب بشه ، چون هیچ کدوم از دو موردبالا نیست 😉

🌼 یاد خدا آرامبخش دلهاست 🌼 تمنای دعا ⚘ رمان من که برا اساس واقعیته☺رمان عاشقانه 😍
اخه چرا زود تموم میشه😭😭😭😭😭😭😭

عزیزم بخدا اونجایی که تایپ میکنم اندازه دو تا پک پر شد 

ان شاءالله فردا شب تموم میشه 😊 دیگه کم نیست

🌼 یاد خدا آرامبخش دلهاست 🌼 تمنای دعا ⚘ رمان من که برا اساس واقعیته☺رمان عاشقانه 😍

👈👈👈👈👈👈سلام خانوما ، من برام مشکلی پیش اومده و حال خوبی ندارم ان شاءالله فرداشب تمومش میکنم 

بازم شرمنده ام واقعا 

🌼 یاد خدا آرامبخش دلهاست 🌼 تمنای دعا ⚘ رمان من که برا اساس واقعیته☺رمان عاشقانه 😍

یکدفعه تو دلم خالی شد و چشمام سیاهی رفت ،

به هوش که اومدم هیچکس نبود ،

دوباره روی تخت بودم اما اینبار با ماسک اکسیژن ،

ماسک رو برداشتم نمیذاشت درست نفس بکشم ،

داشتم دورم را نگاه میکردم که یادم افتاد موقع افتادن باردار بودم !!

هر چی پرستار رو صدا زدم صدام رو نشنید !! میخواستم خودم برم اما میترسیدم از اینکه دوباره بیفتم ، به هزاران زحمت بلند شدم و رفتم ایستگاه پرستاری .

_چرا بلند شدی ؟! وای باید استراحت کنی

_چرا باید استراحت کنم !!!! نکنه بچم .... بچم خوبه ؟ خانم خواهش میکنم

اون من رو هول میداد و من اصرار میکردم . چند ساعتی صبر کردم تا دکتر اومد تمام اون چند ساعت فقط گریه کردم از بدبختی هام از خدا خواستم که این نعمت رو ازم نگرفته باشه .

🌼 یاد خدا آرامبخش دلهاست 🌼 تمنای دعا ⚘ رمان من که برا اساس واقعیته☺رمان عاشقانه 😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز