2777
2789
عنوان

بعد ۱۰سال یکیو دیدم😑😑😑

343 بازدید | 12 پست

۱۰ سال پیش با  یکی که همسایه عموم اینا بود😍😍.  دوست بودم قصد ازدواج  ولی انگار یک  طرفه بود  و اون پسر قصد تیغ زدن منو داشت.😑.. چقد اون موقع وابستش شده بودم😐...چ اشکایی ک ریختم تو خلوت.😭😭😭😭..دوستش  داشتم وزجر میکشیدم.😫😫.. چقد اصرار ب بیرون رفتن و.‌ داشت ولی من محدود ب تلفن کر ده بودم فقط.... چقد  پیشنهاد داشت  بیا پیشم😲😲که من رد میکردم میگفتم نه☺☺☺ ..گاهی میرفتیم  خونه عموم  ی دیدار کوچیک  ک من راضی بودم 🤗🤗 ... به همونم  اما اون  نه😡😡😡

باهم گپ میزدیم و خانوادش اگاه  بودن  ی روز خواهر بزرگش بمن گف  دوستت نداره قصدش بازی دادن تو هست  ..چقد اون لحظه احساس خفت کردم و از خواهرش تنفر  داشتمممم👹👹👹👹

تا اینکه ... چند بار دیدم  👽به چند نفر هم توجه  داره😈  یا باهاشون  گپ  هم میزنه.😱.. بهش گفتم منکرش شد 💩💩💩💩💩 و باز اشک‌منو در اورد سرم داد زد برو خونه حالا  حرف میزنیم

که من تموم کردم  باهاش... ودلم شکست  کلی  بعد ۱سال زنگ زد و باز حس طلبکارانه که کوشی کجایی و ... ک من الکی گفتم نامزدیمه  گف واقعا  دوستش داری  گفتم اره  و من باز شکستم🤕🤕🤕😭😭😭

عموم از اونجا  رفت و کلا رابطمون قطع شد

.. داشتم میرفتیم جایی ک دیدمش..جلو در خونشون و ما تو ناشین بودیم  و همسرم رف خرید  و من همش نگاش میکردم.. ولی اون نشناخته  بود منو  من ۶سال ازدواج کردم یا ی بچه...

ولی تا دیدمش  هنوز همون شکلی  کلی خداشکر کردم  ک زندگی من  عالی همسرم عالی  و اون چی  تازه فهمیدم چقد اخلاقش حرف زدناشون  بمن نمیخورد وسطح پاییین

 ولی همسرم ماه ماه فرشتس

به اون فکر نمیکردم  ا  هیچ وقت  ولی  این دیدار  کلی   شوک خوشحالی بهم وارد کرد... ک بیشتر  ب همسرم  افتخار کنم  وقدرش بدونم خدامو شکر کنم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اخه نمیدونیدددد عشق  چشای ادم کور میکنه


چقد  اون  مرد سالار  بود  چقد زور میگفت و من  کوتاه میومدم... جز حسرت ب دلم‌چیزی نمونده بود  و جز  گریه و اشک و زجر   تا اینکه با چشام دیدم با چند نفر حرف میزنه   و چند نفر بهم گفتن که  با زنها همسایه خیلیییی  بگو بخند داره


و من دنبال ایراد تو خودم بودم

و  الان  همسرم ایرادمو میگف ناراحت میشدم.... خدا کمک کنه  ک شرمنده شوهرم نشم


همش خو ش   اخلاق باشم


یکم پهلو اوردم  دوست نداره  چکار کنم اب بشه؟؟؟

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108