چقد من براش خوب بودم چقد با کوچیکترین اتفاق زندگسش یا اگ از کسی خوشش میومد سعی میکزدم دیدشو راجب اون شخص مثبت کنم و نمیزاشتم الکی راجب ی مورد خوب دلسرد شه اما اون چی!وقتی براش تعریف کردم دلسردم کرد من فک کردم صلاحمومیخواد فک کردم ادمه اما بعد فهمیدم چطوز شخصیتی داره جالبه هیچوقت حسادتشو نشون نمیداد،فقط وقتی ی کار جدید برای زندگیم انجام میدادم ی دفعه رفتارش بد میشد دوباره به سرعت مث سابق میشد من نفهمیدم،وقتی اومدم راجب ازتباطم با ی پسز همه چی تموم و مهربون که بهم خیلی توجه میکزد تعریف کردم ،ته دلمو راجبش خالی کرد و من بهم زدم،ساده و احمق بودم الان فهمیدم ک این ادم اولش نمیتونه جلوی حسادتشو بگیزه ی ی طریقی مثل کم توجهی یا طور دیگ نشون میده بعد شاید عذاب وجدان میگیره ،دلم شکسته