ما امروز یجایی بودیم و بابام یه قرار کاری داشت و ماهم بودیم پسر اون یارو هم بود برگشتم سمتش دیدم زل زده بود و خیلی نگاه میکرد از اون به بعدش همشششش سرش پایین بود خیلیم سوتی میداد تو حرفاش اینجوری بود که واقعا فکر میکردی دیوونس ولی نمیدونم چش بود این روانی 😐😐😂😂😂