به فاصله یک ماه دوتا خواستگار برام اومده
هر بار هم یه جلسه توی خونه در حضور خانواده ها صجبت کردبم
اولی پسره خوب نبود یعنی پسر سالمی نبود و وقتی راجب م.ش.ر.و.ب و ق.ل.ی.و.ن صحبت کردیم من گفتم من اصلا اهلش نیستم و خوشمم نمیاد پارترم بکشه یا بخوره ولی اون گفت من هر هرهفته با دوستام میرم و این کارو میکنم
پسر دومی هم ادم سالمی بود و یک موقعیت معمولی داشت شنیده بودم که وضع مالی معمولی داره (خونه نقلی و ماشین ساینا داره )ولی وقتی صحبت کرردیم اکثر دغدقه فکریش پی پول بود که میپرسید تحمل بی پولی داری و......( که منم جواب معقول دادم که من در برابر مشکلات زندگی ادم صبوری هستم)
الان این پسره هم رفت و اصلا بعدش خانوادش زنگ نزدن بقیه ماجرا پیگیری کنن
من اصلا نمیدونم مشکل از کجاست (چهره معمولی رو به بالایی دارم و وضع خونه زندگی و مالیمون هم معمولیه )(خانوادمم ادمای خوبین)
اللن خانوادم گیر دادن حتما تو میری با پسرا درست حرف نمیزنی که اینا دیگه پیگیری نمیکنن
و من واقعا جوابی ندارم بهشون بدم
(کل مکالممون کع مرور کردم، من محترمانه حرف زدم و خواسته ها و انتظارات معمول و معقول هم داشتم)