وای من با این چیکار کنم دیگهخسته شدم اصلا نمیتونم به کسی نگاه کنم یا صمیمی حرف بزنم فکر نکنید پسرا رو میگم نه اصلا به غیر داییم و داداشم با کسی صمیمی نیستم ولی حتی وقتی هم با خانوما صمیمی حرف میزنم حتی با بچه ها ( تاپیک های قبلی گفتم ) من کلا ادم خوشرو و مهربونی هستم یا همه خوب حرف میزنم ولی حد خودمو میدونم نه با کسی شوخی میکنم نه حرف نامربوطی میزنم که بگم واسه اونه فقط صمیمی و با لبخند جواب میدم تو قیافه نیستم ولیییی هربار میریم مهمونی یا دوستام میبینم تو خیابون یا حتی وقتی با تلفن حرف میزنم یه جوری واسه من قیافه میگیره که نگم قهر میکنه الکی بهونه میاره میگه تو هیچوقت با من خوب نبودی همیشه با من بد بودی در صورتی که اصلا اینجوری نیست اتفاقا خیلی دوسش دارم میگه همیشه با دیگران خوبی
تازه اونم به من میگه خسته شدم از کارات و رفتارات
امروز هم بهم میگه لازم نیست شما خرس مهربون باشی خیلی ناراحت شدم از صبح نتونستم هیچ کاری بکنم انقدر ناراحت شدم