کاراموز یه داروخانه ام
خیلی ناراحتم که نکنه دکتر بگه من اهل چوقولی و غیبت ام
به پسر برادر دکتر که اونجا کار میکنه وقتی بام حرف میزد بش گفتم یه روز یه آمپول تو جعبه شکسته بود رفتم نشون دادم به آقای دکتر و ایشون گفتن خودت شکوندی والان میگی شکسته بود
بعد روز بعدش بم گفت به آقای دکتر گفتم این بچه هنوز نمیدونه تو شوخی میکنی
وای حالا آقای دکتر نکنه با خودش میگه من چوقولی میکنم