اقا دو بار پدر مادرم دعوت کردن
شوهرم هعی مسخره بازی درمیاورد یه بار ناهار دعوت کردن انقددد دور هودش تاب خورد تا ساعت شد یک
یه بار دیگم شام دعوت کردن انقد فس فس کرد تا شد ۸ شب
امروز خونه مامانش دعوت بودیم
منم گذاشتم ۱۱ رفتم حموم، یه رب به دوازده ههییی غر زد که زود باش دیر شد ، گفتم خونه مامانم اینام ساعت یک رفتیم الان که هنو دوازده ام نشده
ای بدش اومد بدششش اومد
گف داری لج میکنی، گفتم عین خودت
میگ تو عقده ایی میگم نگاه کردم به رفتارا خودت چرا بدت میاد🤣لج کرد گف حالا ک اینجوریه نمیریم
گفتم درک،بیام سلام کنم روشونو کج کنن ازم
میدونم لجبازی کردم باهاشا ولی حقیقتا حقش بود، از رفتارا مزخرف خودش و خانوادش بریدم دیگه