سلام خانوما خوبین؟
من 28 سالمه 4 ساله ازدواج کردم
اوایل مادرشوهرم اصلا بهم اهمیت نمیدادو خونمون نمیومد تا 1 سال پیش، اومده بود خونمون بعد مدت ها، من و شوهرم باهم خیلی خوش رفتاری میکردیم و خوب بودیم مادرشوهرمم انگار داشت میسوخت از حسادت
بعد دوهفته باز اومد و باهام خیلی باهام مهربون بود عجیب بود به هرحال رفتاراش باهام برخلاف همیشه خیلی خوب بود
فرداش توی زیپ بالشتا دعا پیداکردم😭
الانم 1 ماهه جداشدم چون واقعا دست بزن داشت، ولی قبلا اینطوری نبود بعد اون دعاها اینطوری شد
وقتی به مادرشوهرم گفتم گفت تو با جادو و دعا زبون پسرمو بستی اومدیم خواستگاریت منم این کارتو با دعا باطل کردم😭