2777
2789
عنوان

لطفا پیگیری کنید

149 بازدید | 14 پست

نی نی یار @niniyar نام کاربری

@تایسیزd به خیلیا توهین میکنه و به جز من واسه خیلیا مزاحمت ایجاد کرده. یه جا بهم توهین کرد جوابشو دادم از اون به بعد میاد زیر پستای قدیمی خودم واسم مزاحمت ایجاد میکنه و در مورد مسائل شخصیم زخم زبون میزنه چندین بار از زمان جنگ تاحالا با اکانت دیگم در موردش تاپیک زدم وتگ کردم ولی پیگیری نشد

تاحالا کاربریشو ندیدم

سالها جنگیدم ... گفتم بهم بچه بده ولی تو ندادی .... خدای مهربونم الان تو این لحظه با این اتفاقهایی که برام افتاده به این مرحله از درک رسیدم که واقعا به صلاحم نبوده بچه دار بشم.خدایا ازت ممنونم که همیشه حواست بهم بوده لطفا بازم هوامو داشته باش و تنهام نزار

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام تاپیک رو قفل کنین و هر پستی توهینی ازشون میبینین گزارش بزنین

تعطیلات رسمی حذف تاپیک نداریم برای حذف تاپیک اصلا تگ نکنید ، ساعت حذف تاپیک 10:30 الی 12 و 14 الی 15 شنبه دوشنبه چهارشنبه یک لینک ارسال نمایید داخل تاپیک حذف فقط تاپیکهای خصوصی حذف میشوند تنها اکانت رسمی نی نی یار در نی نی سایت

ممنون، چشم بنده به اون اکانتم که باهاش بهم توهین کرد دسترسی ندارم

فرق نداره با همین اکانت تگم کنین روی پست توهینش

تعطیلات رسمی حذف تاپیک نداریم برای حذف تاپیک اصلا تگ نکنید ، ساعت حذف تاپیک 10:30 الی 12 و 14 الی 15 شنبه دوشنبه چهارشنبه یک لینک ارسال نمایید داخل تاپیک حذف فقط تاپیکهای خصوصی حذف میشوند تنها اکانت رسمی نی نی یار در نی نی سایت

ندیدمش

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108