وقتی منو رها کرد با بندهاش و بندهاش بدترین دردهارو به روزم اوردن و تنها موندم..
وجودشو حس کردم انگار میخواست خودم متوجه شم که جز خودش هیچکسو ندارم و هیچکس اونقدری که خدا دوسم داره دوسم نداره خدا رو تو تاریک ترین و تنها ترین روزام حس کردم
قبل تر ها گریه میکردم برای بندهاش ولی الان هیچ بنده ای نمیتونه اشکمو دربیاره و هر قطره اشکی که الان میریزم فقط و فقط بخاطر خدا و از روی ذوق و دوس داشتنه
چون دیگه از ترس و یا فقط به خاطر رسیدن به حاجتام صداش نمیزنم الان فقط چون لایق پرستشه دوسش دارم و کی توی این دنیا بزرگ تر مهربون تر قوی تر و داناتره
دوسش دارم و مطمئنم کمکم میکنه حالم بهتر شه و زندگیم درست شه💚