توی ی تاپیک گفتم که نامزدم چطوریه و مادرش چقدر اذیت میکنه
نامزدی رو به هم زدم
بعد رفته خواستگاری دوست صمیمیم اونم قبول کرده
الان واقعا نمیدونم باید چیکار کنم بعد دوستم زنگ زده با خوشحالی داده تعریف میکنه برام چی شده
نمیدونم باید باهاش چیکار میکردم همش میگه باید برا همه کار هام باشی با اینکه میدونه چه اتفاقاتی رو با این پسر پشت سر گذاشتم
امیدوارم برای هیچ کدومتون اتفاق نیوفته
به نظر شما میخاد اذیتم کنه اینو بگم اون مثل من کوتاه نیومده و هم خونه خواسته هم ماشین هم اینوه همه جشن هارو بگیره