ی بار تو بعد عید خونه مادر شوهرم داشتیم هندونه خورد میکردیم ک بخوریم
همون لحظه هم پدرشوهرم سر ظرفشویی اومد اب ماهی رو عوض کنه
من رفتم تو حال ک نبینم ماهی و
فقط شنیدم گفت ماهی از دستم لیز خورد گرفتمش
بعد نیم ساعت بعد رفتم تو اشپزخونه یهو پام رفت روی ی چیز لیز و یخ
فقط چشمامو بستم و جیغ میزدمااااااااا
فک کردم ماهی ک لیز خوزده افتاده رو زمین و پای من رفته روش
یهو دیدم همه دارن میخندن میگن چشاتو باز کن پات رفته رو ی تیکه هندونه😂😂😂
مردم قشنگ اون لحظه