
من عاشق این شبام
عاشق شبایی که تا طلوع افتاب بیدار میمونم وقتی تموم تنم خواب رو میخواد
عاشق گوش کردن به اهنگای تتلو تو نیمه شب
عاشق شبایی که دختر خالم اینجاست
و میشینه از اتفاق های روزش برام میگه و میگه و من با خودم فکر میکنم که چقدر احمق و بی خاصیته و در عین حال به این فکر میکنه اگه خواهر داشتم اندازه خودش دوستش داشتم
ساعت دو شب میریم پشت بوم میشینیم و اسمون بی ستاره رو نگاه میکنیم راستی چرا دیگه اسمون مثل قبلا نیست ؟ چرا هیچ ستاره ای نداره؟
هزار تا سوال راجب این دنیا تو نوک زبونم شکل گرفته
این عکسم دیشب با seti
بمونه اینجا به یادگار
5/5/27