2777
2789
عنوان

همسر مادرم

180 بازدید | 29 پست

پدرم چندساله فوت شدن

من تک فرزندم و متاهلم

شکرخدا مادرم با یک آقای بسیار متشخص آشنا شده و قصد ازدواج دارن

مادرم یک کاری داره برای همون ممکنه دوماه دیگه ازدواج کنن و چون هم مادرم و هم اون آقا مذهبی هستن، صیغه محرمیت خوندن که صحبت های روزانشون حلال باشه


از ازدواج مادرم من شدیدا راضی ام

چون مسئولیت بزرگی به گردن من بود ، اون آقا رو هم قبولشون دارم

میخوام بدونید عقلا راضی ام

اما...

اما قلبم قبول نمیکنه😔

اصلا به مادرم بروز نمیدما اما قلبم یه جوری میشه

اینکه گاهی ممکنه پیش من تماس بگیرن و مادرم به اون آقا میگه سلام عزیزم اصلا قلبم مچاله میشه


دلم میخواد مادرم خوشبخت شه عاشق همدیگه باشن اما جلو چشم من نه



یه دلم میگه وای من چقدر بدم این چه حس متناقضیه اما یه دلم بهم حق میده


شما چی میگید؟

من واقعا چه مرگم شده!

خواسته‌هایت‌را‌بسپار‌به‌خدایی‌ ﮼که‌تمام‌کارهایش‌به‌موقع‌است

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

احساساتت رو کنترل کن بچه نیستیمادرتم تنهاست خداروشکر مرد خوبی سرراهش قرار گرفته

من گفتم که خیلی راضی ام

و این احساس متناقضمو اصلا به مادرم نمیگم

خواسته‌هایت‌را‌بسپار‌به‌خدایی‌ ﮼که‌تمام‌کارهایش‌به‌موقع‌است

عزیزم درست میشه.مامانتو مامان خودت ندون فقط.بنده ی خدا بدون.حس مالکیتت رو از بین ببر.انقدر لا اله الا الله بگو از صمیم قلب که این حس مالکیتت از بین بره.بخاطر حس مالکیتت یه حسادت مختصری ته قلبته که خودتم متوجه نمیشی.منم چون خودم حسادت دارم فهمیدم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

حرف زدن

zahra78mmmmmm | 12 دقیقه پیش
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز