من با دوستم و یکی دیگه یه دفنر کاری زدیم گفت یکی از دوستامم سردفتری قبول شده با دتوتا سردفتر دیگه میان دفتر ببینن که اون دوتا اقا بودن اومدن اقای دومی یه کم دیرتر اومد از وقتی اومد شروع کرد به لاس زدن به من وای چ اسمت قشنگه چ خانم جوان و خوشگلی چ دختر خوبی ارشد خوندی؟من استاد ارشد فلانجام در خدمتت هستم کمکت میکنم بخدا اینارو جلو همه میگفت و کلی حرف دیگه هی به من شیرینی تعارف میکرد منو تنها گیر میاورد هی باهام حرف میزد جوری که همه فهمیده بودن این میخواد مخ منو بزنه وقتی رفتن هم دوستش گفت ببخشید اگر اقای فلانی باهاتون شوخی زیاد کردن گفتم خواهش میکنم این چ حرفیه وقتی رفتن همکارم گفت این داشت مختو میزدا حواست باشه فلان منم خندیدم گفتم نه نگران نباش من به این پا بدم اخه جای پدر منه حالا دوست دوستم بهش گفته همین مرده گفته روژین(اسم دوستم)چرا با این دوتا دفتر گرفته این دوتا خیلی بی کلاسن ایلین خیلی دختر بی کلاسی بود😐😐دوستشم گفته خفه شو داشتی دخترو همونجا قورت میدادی
چرا واقعا؟؟هی داشت لاس میزد من سعی کردم همه رو محترمانه جواب دادم چون مهمان بود مطمئنم چیزای بدتری هم گفته روزین بهم نگفت که ناراحت نشم ولی خودش خیلی ناراحت بود
چرا؟؟😐