خیلی دلم امام رضا(ع) رو می خواست...
خیلی دلم می خواست برم حرمش...
دلم می خواست برم و باهاش درد و دل کنم
و بابای زن عموم که ساکن مشهده فوت می کنه و الان مامانم و زن عموم با هم قراره برن مشهد برای ختم و عرض تسلیت
و من چون از زن عموم اینا متنفرم،(توی یه تاپیکی قبلاها از پسر احمقش(پسرعموم) گفته بودم) و باهاشون راحت نیستم نمی خوام برم و برام بلیت نگرفتن
هی گفتن بیا خوش می گذره فلان، ولی من نمی تونم ریخت زن عموم رو تحمل کنم تازه یه بچه ۲ ساله هم داره اونم می خواد بیاره
امام رضا(ع) چرا نطلبیدی بیام پیشت...
می دونم خیلی گناه کردم و لایق این که پام رو بزارم تو حرمت نیستم ولی خیلی دلم شکست خیلی امام رضا(ع) جان...😭🥺