دوباره در سرم افتاده باورها به جان هم
و افتادند جوهرها و دفترها به جان هم
من و تو هر دو در یک آسمان در حال پروازیم
گره خوردهست جان ما کبوترها به جان هم
به رغمِ این همه نیرنگ، ما سرباز یک راهیم
نمیافتیم هرگز بین سنگرها به جان هم
به زیر پرچمی واحد همه آیات قرآنیم
نمیافتیم با آشوب کافرها به جان هم
قسم خوردیم دست از یاری هم برنمیداریم
قسم خوردیم آری ما برادرها به جان هم