رفتم داخل حیاط در خونه رو باز گذاشتم گربه اشغال اومده داخل تا پامو گذاشتم ت خونه در و کامل باز نکرده بودم یهو دیدم یه چیزی با شدت از کنار پام رد شد یه جیغی سر صبحی کشیدم که همه بیدار شدن
بعد اومدم آب و نمک خوردم بعد چند دقیقه یه ذره ابلیمو رفتم خوردم یهو مامانم با استرس گفت آبلیمو خوردییی مگه من بهت نگفتم آدم وقتی میترسه نباید چیز ترش بخوره
یه جوری با استرس گفت ترسیدم
چیزی میشه یعنی؟