روزی که فوق لیسانس قبول شذم خیلی خوب بود
خیلی مزه داد. اونموقع قبولیها تو روزنامه چاپ میشد. پدرم رفت روزنامه خرید
چندسال بعد دکتری قبول شذم اونم خوب بود ولی پدرم دیگه نبود ذوق بکنه، یادمه هیچکس رو نداشتم بهش بگم دکتری قبول شدم، رفتم خیابون واسه خودم یک کادو کوچولو خریدم