من بعد از دو سال دوستی، وقتی تصمیم گرفتم برم خاستگاری خیلی میترسیدم چون باباش اصلا از دوستیمون خبر نداشت ولی مامانش میدونست
مامانش کلی بهم دلگرمی داد ک بیا من هواتو دارم
بابای منم راضی نبود ولی بلخره راضی شد بیاد
ولی مامانم بخاطر من خیلیم خوشحال بود
پول دسته گل و شیرینی هم خودم دادم🤣