بابام داشتم حرف میزدم یهو گفتم این غذایی که پختمو دوس داری به شوخی گفتم قبل من تاحالا این غذارو نخورده بودیا (غذای جدید درست کرده بودم)بعد بابام گفت بخوام یه چیزی میگم اعتماد به نفست نمونه و ناراحت شی
بعد من گفتمنگو حوصله ندارم گریم بگیره بدبختی خیلی حساسم به شوخی و خنده گفتم با بابا باید قطع رابطه کنم
بابام گفت فرصت کمه مجبور به قطع رابطه میشی
خودم فک کردم منظورش اینه زبونم لال مرگ🥲
ولی به دوستم گفتم گفت منظورش اینه ازدواج کنی بری
کدومش منظورشه؟