همسایمون که دخترعموی همسرم، با همسرش و سه تا پسراش هستند (توی مجتمع نیستند همسایه روبه رویی توی کوچه) همیشه پسراش با هم دعوا دارند. کوچیک هم نیستند، کوچیکشون سی و هفت هشت سالشه.
عصر مریض بودم، سردرد میگرنی وحشتناک و استخوان درد داشتم ، افتاده بودن به جون هم و صداشون کوچه رو برداشته بود. با این که پنجره ها هم بسته بود.
حدود دو ساله که این دعواها هر روز هست. عصر یکمی با بچم رفتیم بیرون و غذا گرفتیم و اومدیم، ساعت 9، دوباره شروع کردن به دعوا کردن. از پشت پنجره، که درخت ها زیاد هستند و من دیده نمی شم، گفتم که آقا دعواهاتون مال خودتونه، همسایه ها گناه ندارن که شریک مشکلات شما بشن، ما مریض هستیم هزارتا مشکل داریم هر روز باید سروصدای شما رو بشنویم.
بعد هم اومدم به 110 زنگ زدم، آقاهه آدرس گرفت و گفت گشت اعزام می کنم باورم نمی شد، ولی واقعا گشت آوردند. یک مقداری ساکت شدند. ظاهرا یکی از فامیل هاشون اومد واسطه گری و یکیشون رو با خودش برد. فعلا که ساکت شدند.
خواستم بگم همیشه صبوری جواب نمی ده. درسته نفهمیدن من بودم، ولی به هرحال، کل کوچه راحت شدن.