کابوسم اینه که بعد ۳۰ سالگی مجرد بمونم تو خونه بابام... همین الانش که ۲۵ سالمه حس میکنم اینجا دیگه جام نیست اصلا حس خونه ندارم. راحت نیستم هر روز مهمون داریم نمیتونم آرامش داشته باشم، نمیتونم غذای موردعلاقمو بخورم باید تابع جمع باشم..نمیتونم راحت لباس بپوشم. حتی واسه تایم دستشویی رفتنمم جواب پس میدم، نمیتونم راحت با تلفن حرف بزنم فورا همه گوشاشون تیز میشه که کی زنگ زده بهت..دیگه جدی وقتشه مستقل شم ولی حتی خواستگارم ندارم..کارمم خیلی تلاش میکنم ولی جور نمیشه انگار طلسم شدم نه ازدواج نه شغل هیچی برام جور نمیشه