فکن این همه با شرافت زندگی کنی بعد یه حرومزاده بیاد راحت بهت بدترین تهمت ممکن رو بزنه
من آهم خیلی وقتا زود میگیره خیلی دلم خواست اون تهمتی ک بهم زد رو سر ناموس خودش بیاد تا بفهمه چقد اون حرفش درد داشت ولی از طرف دلم نمیاد برا همجنس خودم همچین چیزی بخوام اونم وقتی خودشون هیچکاره ن
ولی دلم خونه، نه کسی رو دارم باهاش درد دل کنم حرف بزنم بلکه آروم شم
دارم دیونه میشم به چ جرئتی همچین تهمتی بهم زد، اونم مننننن
دلم میخواد تاوان این تهمتو تو همین دنیا ببینه دردشو حس کنه که با این تهمت جیگرمو آتیش زد
از غصه ی زیاد حتی نمیتونم گریه کنم فقط یه گوشه نشستم و اونحرفا هی تو سرم میچرخهههه
دلم میخواد بدبختی این ادمو ببینم، دلم میخواد خدا ساکت نشینه و خودش انتقاممو بگیره، چون من فقط بی هیچ حرفی ساکت موندم و سپردم به خدا
ولی باز دلم آروم نمیگیره
( خیلی دلم خونه، خواستم اینجا صرفا درد دل کنم، نری بیاد تیکه بپرونه من میدونمو اون)