دلمم میخواد تلافی رفتارشو سرش دربیارم اون همه که عذابم داد عذابش بدم
حساسش کنم شب و روزش بشه گریه و ناراحتی و عذاب
جوری که کمرم شکست کمرشو بشکنم
جوری که قلبم شکست و تنهایی رو ترجیح میدادم تا زجه بزنم دردای منو بکشه تا بفهمه چی کشیدم
دلمم میخواد انقدر عذابش بدم تا آرزوی مرگ کنه همونطوی که آرزوی مرگ دارم
دلمم میخواد کل وجودشو تنفر و نفرت پر کنه تا بفهمه چقدر عذابم داده با رفتارش
خدا مگه نمیبینه پس چرا سکوت کرده
شما چ پیشنهادی میدین بهم دلمم میخواد حساسش کنم و فکر کنه با یکی دیگه ام کارش به تیمارستان بکشه
همونطوری که من روانی شدم