اتمیل درست کرده بود ، بعد داشت میخورد ،من رفتم چایی بریزم ، یهو گفت ،اتمیل درست کردم ، میدونی دیگه
چیه؟😐 گفت آره نوش جون ، ادامه داد اتمیل جوپرک و با مغز و ...... منم همینجوری نگاهشش میکرد😐
نمیدونم فکر میکنه من با هوا زنده ام 😑 یه جوری رفتار میکنه انگار فقط خود غذا میخوره و دیگران با هوا زنده ان ،
یه همکار دیگه هم داشتیم رفتارش اینجوری بود 😕 همه اش دوست داشتن دیگران و تخریب کنم ،بعد از ظهر که میشد دور هم جمع میشدن همکاری دیگه مونو مسخره میکردن . نمیدونم ایراد از کنه یا اینا ، مثلا قبلا یکی دیگه از همکارام کار میکردم ،قابمه غذای منو بدون اجازه بر می داشت و غذای خودشو میداد 😐