بچهها تو خانواده خیلی بدی هستم واقعا وضعم خرابه
خیلی خلاصه
پدر از قدیم مادرو میزد
دعوا خشونت زدوخورد
پسر هم کپی پدر
امروز پسر هم مادرو زد
زد شیشه های درو شکست
سر یه بحث الکی دعوا شد یهو دیدم داره جدی میشه
منم کاری ازم ساخته نبود
رفتم رنگ کار و تو حیاط صدا کردم پسرو ببره بیرون
الآنم پدر مادر و میزنه
لعنت به این زندگی
فقط کتک
همش تقصیر مادر هست که به جای رفتن نشست هی بچه آورد
الان یه وعده پدر کتکش میزنه یه وعده پسر
کلا خانواده خوبی نیست
خواهر هم اشغال تو تایپک قبلیم هست
کلا یه زندگی گ و.ه هست و سلام
منم تمایلی به ازدواج ندارم
از بچگی تا الان فقط دعوا و کتک دیدم
کاش بتونم خودمو ازین خونه نجات بدم
یکی بیاد حرف بزنیم خیلی تنهام
تو این خونه با کسی نمیشه حرف زد