یه پسره که از اپارتمان رو به رویی ما بود با موتور اومد بیرون بعد من وقتی وارد کوچه شدم از اول تا اخرش داشت منو نگاه میکرد حتی وقتی میخواست درب پارکینگ رو ببنده بازم خیره به من نگاه میکرد که ببینه کدوم خونه رفتم حتی وقتی در خونه رو باز کردم و وارد شدم بازم نگاه میکرد